close
تبلیغات در اینترنت
جمعیت در سال 95
loading...
سرویس سایت سایت رزبلاگ بزرگترین سرویس ارائه خدمات سایت نویسی حرفه ای در ایران

نیوز

شهرنشینان بیش از 56 میلیون نفر از کل جمعیت بیش از 77 میلیونی کشور در سال 93 را تشکیل می‌دهند. در عین حال پیش‌بینی شده که با ادامه روند موجود جمعیت هر سال کشور، رشد یک میلیونی را پشت سرگذاشته و در نهایت در سال 95 به مرز 80 میلیون برسد.گزارش مرکز آمار ایران نشان می‌دهد جمعیت شهرنشین کشور که در سال 85 حدود 48 میلیون و 260 هزار نفر ثبت شده بود با رشد بیش از پنج میلیون نفری به 53 میلیون و 647 هزار نفر در سال 90 رسیده؛ این در حالی است که روزشمار جمعیت مرکز آمار عنوان می‌کند که این…

جمعیت در سال 95

---------

شهرنشینان بیش از 56 میلیون نفر از کل جمعیت بیش از 77 میلیونی کشور در سال 93 را تشکیل می‌دهند. در عین حال پیش‌بینی شده که با ادامه روند موجود جمعیت هر سال کشور، رشد یک میلیونی را پشت سرگذاشته و در نهایت در سال 95 به مرز 80 میلیون برسد.
گزارش مرکز آمار ایران نشان می‌دهد جمعیت شهرنشین کشور که در سال 85 حدود 48 میلیون و 260 هزار نفر ثبت شده بود با رشد بیش از پنج میلیون نفری به 53 میلیون و 647 هزار نفر در سال 90 رسیده؛ این در حالی است که روزشمار جمعیت مرکز آمار عنوان می‌کند که این رقم در پایان سال 93 به 56 میلیون و 408 هزار نفر و در انتهای سال 95 به 58 میلیون و 220 هزار نفر خواهد رسید. 
در بین 31 استان کشور، تهران با فاصله بسیار زیاد نسبت به استان دوم در صدر پرجمعیت‌ترین استان‌ها قرار دارد به گونه‌ای که طبق برآورد مرکز آمار ایران تعداد ساکنان این استان در پایان سال 93 به بیش از 12 میلیون و 550 هزار نفر و در سال 95 به 12 میلیون و 800 هزار نفر خواهد رسید. 
این جمعیت در سال 85 حدود 11 میلیون و 345 هزار نفر و در سال 90 حدود 12 میلیون و 183 هزار نفر بوده است. 
در عین حال برآورد کنونی مرکز آمار حاکی از آن است که تعداد شهرنشینان تهرانی در پایان سال 93 به بیش از 11 میلیون و 690 هزار نفر و در انتهای سال 95 به مرز 12 میلیون نفر برسد. 
بعد از استان تهران، خراسان رضوی با 2/6میلیون نفر، اصفهان با حدود پنج میلیون نفر و فارس با 4/7 میلیون نفر پرجمعیت‌ترین استان‌های کشورند. اما بررسی تغییرات جمعیت در سایر استان‌ها نیز نشان می‌دهد که استان ایلام در سال 93 با حدود 575 هزار نفر کم‌جمعیت‌ترین استان کشور است که این رقم در سال 95 به 
 587 هزار نفر می‌رسد. بنابراین گزارش جمعیت روستایی کشور حدود 20 میلیون نفر از کل جمعیت کشور را تشکیل می‌دهد. 
مرجع رسمی آماری کشور پیش‌بینی کرد که کل جمعیت ایران در پایان سال 93 به 8/77 میلیون نفر و در سال 95 به بیش از 6/79 میلیون نفر خواهد رسید. 
 درحالی‌که در مدت اخیر آمار و ارقام متناقض و متفاوتی از میزان جمعیت کشور از سوی مراجع مختلف اعلام شده است؛ مرکز آمار ایران با انتشار آمار به‌دست آمده قبلی همچنین پیش‌بینی کارشناسی از این موضوع از افزایش 10 میلیونی جمعیت کشور طی سال‌های 85 تا 95 و رشد حدود پنج میلیونی در فاصله سال‌های 90 تا 95 خبر داد. 
 بر این اساس جمعیت کل ایران بنابر نتایج سرشماری نفوس و مسکن سال 90 از 70 میلیون و 496 هزار نفر در سال 85 با رشد حدود یک میلیون نفری در هر سال به 75 میلیون و 150 هزار نفر در سال 90 افزایش یافته است. 
 این در حالی است که برآوردهای مرکز آمار نشان می‌دهد که جمعیت کنونی کشور حدود 77 میلیون و 400 هزار نفر است که تا پایان سال 93 به بیش از 77 میلیون و 856 نفر می‌رسد.

پیامدهای رشد سریع جمعیت:

عواقب رشد سریع جمعیت، بیشتر دامن کشورهای جهان سوم را می‌گیرد و کشورهای توسعه‌یافته تا حدود زیادی از این عواقب مصون هستند؛ زیرا در آن کشورها جمعیت دارای رشد سریع و نامتوازن نیست. به‌علاوه اینکه رفاه معیشتی جهان توسعه‌یافته اجازه سرکشی به فزونی جمعیت نمی‌دهد تا غبار فقر و رنج ترمیم معاش را بر رخساره حس کنند. البته باید به این نکته توجه نمود که مصرف بالای جهان توسعه‌یافته در حدی مسرفانه است که همین جمعیت اندک را نیز با بحران‌های خاصی -که بیشتر از سنخ زیست‌محیطی و مسائلی چون پدیده سالخوردگی و عوارض بغرنج آن می‌باشد- روبه‌رو کرده است. این‌پیامدها، ‌حیطه‌های زندگی فردی و اجتماعی زندگی انسان و بلکه طبیعت را دربر می‌گیرد که به آن‌ها پرداخته می‌شود: 1) فقر، بیکاری و عقب‌افتادگی اقتصادی؛ گزارش سازمان ملل تحت عنوان "وضعیت جهان در سال 1990"، اعلام می‌کند در دنیایی که حتی قادر  به تأمین بیش از نیمی از نیازهای اساسی جمعیت خود به‌خصوص در کشورهای رو به توسعه نیست، رشد بی‌رویه جمعیت فاجعه‌ای برای نوع بشر است.یکی از اولین و مهم‌ترین آثار رشد جمعیت در کشورهای مزبور ، تأثیر منفی آن بر رشد اقتصادی است. برای فهم این موضوع کافی است که به این نکته ساده، ولی مهم توجه داشته باشیم که جمعیت اضافه شده، هم نیازمند کالاها و خدمات جدید و هم محتاج اشتغال (فرصت‌های شغلی جدید) است و هر دوی این‌ها در گرو سرمایه‌گذاری‌های جدید است؛ اما کشورهای کم‌توسعه در تأمین سرمایه‌های مورد نیاز خود با مشکلات عدیده مواجهند. اصولاً در کشورهایی که میزان رشد جمعیت آن‌ها بالاست، بخش اعظم جمعیت اضافی آن‌ها را کودکان و نوجوانانی تشکیل می‌دهند که به طور عمده مصرف‌کننده هستند، بنابراین اندک امکان سرمایه‌گذاری‌ مجدد در این کشورها را نیز می‌بلعند. پس نتیجه می‌گیریم رشد سریع جمعیت در کشورهای جهان سوم را می‌توان یکی از موانع مهم رشد اقتصادی و یکی از عوامل حفظ و تعمیق فقر عمومی در این کشورها به حساب آورد. طی این دوره بالندگی صنعت، بسیاری انتظار تازه‌ای را داشتند که در آن کمیابی از بین خواهد رفت. خیلی‌ها بر این باور بودند که توسعه صنایع مدرن یک دوران فراوانی را پدید خواهد آورد. توماس مالتوس در اثر خود تحت عنوان رساله‌ای درباره اصول جمعیت، که در سال 1798 منتشر گردید، به انتقاد از این اندیشه‌ها پرداخت. او با این کار بحثی را درباره ارتباط بین جمعیت و منابع غذایی آغاز کرد او یادآور شد در حالی که افزایش جمعیت با تصاعد هندسی صورت می‌گیرد، عرضه مواد غذایی به منابع ثابتی بستگی دارد که تنها با توسعه اراضی تازه برای کشت می‌تواند گسترش یابد. بنابراین رشد جمعیت معمولاً از وسایل موجود تأمین معیشت پیشی می‌گیرد. حال اگر میزان رشد اقتصادی را معلول فقدان یا محدودیت فرصت‌های شغلی بدانیم، افزایش سریع جمعیت نیز به نوبه خود بر این مشکل می‌افزاید  2) جرایم اجتماعی؛ در گزارش سازمان ملل تحت عنوان "وضعیت جهان در سال 1990"، تنش‌ها و ستیزهای اجتماعی را تحت تأثیر انفجار جمعیت تلقی کرده است که کم و کیف جرم‌ها و تشنجات حاصل از آن فزونی یافته و جامعه با افزایش انواع جرایمی چون دزدی، سرقت مسلحانه، تجاوز جنسی، اعتیاد، ‌فحشا، ضرب و جرح و قتل به‌ویژه در مراکز شهری روبرو گردیده است  3) کمبود مسکن؛کمبود مسکن، یکی از عوارض جمعیت سریع‌الرشد است که فضای سکونت را به حداقل ممکن تقلیل داده و امور رفاهی را از مسکن که باید جای آرامش و سکونت باشد سلب کرده است.   4) تغییر ساختار جمعیت؛ اگر جمعیت یک کشور به شکل سریعی رشد کند، بر جمعیت کم‌سن و غیرفعال آن (کودک و نوجوان) افزوده می‌شود که این مسأله خود سبب دور باطل فقر، بیکاری و فساد در بین جامعه می‌گردد.   5) مهاجرت و شهرنشینی؛آمارها حاکی از رشد فزاینده جمعیت شهرها است که منابع کافی در روستا برای جمعیت روستایی را در اختیار ندارند. شهرنشینی نیز به‌نوعی پدیده‌های شومی چون حاشیه‌نشینی را درپی دارد که خود بستر انواع مفاسد است.   6) پایین بودن سطح بهداشت جسم و روان و سوءتغذیه؛ گزارش سازمان ملل، معتقد است رشد بی‌رویه جمعیت به‌عنوان یک فاجعه‌ای برای نوع بشر، مسایل و دشواری‌های مختلفی در زمینه سلامت انسانی چون سوءتغذیه، اعتیاد و عدم رعایت بهداشت را در پی دارد به نحوی که هم‌اکنون دامنگیر بسیاری از ساکنان این کره خاکی شده است.همچنین برخی تحقیقات نشان می‌دهد تعارض‌هایی که سرانجام به مشکلات عاطفی شدیدی منجر می‌شود، از پیامدهای رشد سریع جمعیت است.  7) عوارض زیست‌محیطی؛ تلاش روزافزون برای بهره‌کشی بیشتر از طبیعت جهت رفع نیاز معاش انبوه جمعیت رو به فزونی زمین و بالاتر رفتن استانداردهای زندگی که روند تلاش مذکور را تصاعدی به شکل بالا می‌برد، سبب عوارض زیست‌محیطی فراوانی برای همه اکوسیستم زمین شده است: الف) گرم شدن زمین که خشکسالی به بار می‌آورد و گیاهان و جنگل‌ها را نابود می‌کند. ب) باران اسیدی که از رشد لجام گسیخته صنعت و توسل روزافزون صنایع به فناوری‌های مضر و مخاطره‌آمیز، حاصل می‌شود. ج) فرسایش خاک و کاهش آب جاری شیرین.د) آلودگی آب‌ها و سفره‌های زیرزمینی آب در اثر پساب‌ها و آلاینده‌های آب و خاک.ه) کاهش ضخامت لایه ازون بر اثر افزایش گازهای شیمیایی و گلخانه‌ای در هوا و گرم شدن زمین. 8) عقب‌افتادگی از جهان صنعتی و توسعه‌نیافتگی؛ رشد جمعیت در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین امکانات توسعه اقتصادی در این مناطق را به‌شدت محدود می‌کند. در جمعیتی، با رشد صفر (مانند بیشتر کشورهای غربی) بین 3 تا 5 درصد درآمد ملی باید سرمایه‌گذاری شود تا یک‌ درصد افزایش رشد درآمد سرانه به وجود آید. هر گاه جمعیتی سالانه 3 درصد رشد داشته باشد، تا 20 درصد درآمد ملی باید سرمایه‌گذاری شود تا افزایشی مشابه در استانداردهای زندگی ایجاد شود. چون مناطقی که دارای رشد سریع جمعیت هستند جزو فقیرترین کشورهای جهان محسوب می‌شوند، چنین سطح سرمایه‌گذاری احتمالاً امکان‌پذیر نیست؛ بنابراین این‌گونه کشورها هر چه بیشتر از بخش‌های صنعتی جهان عقب می‌افتند.  9) تنش اجتماعی و اغتشاشات سیاسی؛ ارسطو، افلاطون، سباستین فرانک، هوتن و بالاخره مالتوس معتقد بودند افزایش جمعیت سبب اغتشاشات اجتماعی و سیاسی و جنگ‌افروزی‌ها می‌شود. شواهدی هم این نظریه را تأیید می‌کند. اما انتقاداتی هم بر آن وجود دارد؛ زیرا چین پرجمعیت همواره در صلح زیسته و هلند پرجمعیت هیچ‌گاه چنین وضعی را تجربه نکرده اما سرخپوستان آمریکای شمالی با آن‌همه سرزمین و جمعیت کم همواره در نزاع و درگیری بوده‌اند.

 


منبع : گرد آوری از سه نشانه
بازدید : 536 تاریخ : پنجشنبه 13 اسفند 1394 زمان : 14:15 نویسنده : cc نظرات ()
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

آمار سایت
  • کل مطالب : 193
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • آی پی امروز : 73
  • آی پی دیروز : 80
  • بازدید امروز : 110
  • باردید دیروز : 142
  • گوگل امروز : 40
  • گوگل دیروز : 51
  • بازدید هفته : 252
  • بازدید ماه : 2,313
  • بازدید سال : 17,788
  • بازدید کلی : 175,233
  • مطالب